نداريم كه كلّ جزء در همه جزء مطلقا مساوى باشند . و عبارت علّامه - رحمه اللّه - در اين منع اين نحو است : « و اذا ثبت هذه المقدّمات ثبت تجرّد النّفس . و فيه نظر للمنع من المساوات مطلقا عند المساوات فى تعلّق الجزء بكلّ المعلوم كالكلّ » .
قال : و قوّتها على ما تعجز المقارنات عنه . « 1 »
اين وجه ثالث است از جهت تجرّد نفس . و تقرير آن اين است كه نفس بشرى اگر مادى مىبود اين قوّت مجرّدات كه مقارنات مادّه نمىدارند نمىداشت ، و چون نفس انسانى قدرت زياده دارد چنانچه تعقّلات غير متناهيه به حسب عدد از او متمشّى مىشود ، يعنى به حالى منتهى نمىشود ، نه آن كه غير متناهى بفعل مىآيد « 2 » و از ماديّات امر غير متناهى به فعل نمىآيد به نحوى كه مذكور شده در اين فنّ ، معلوم مىشود كه نفس مجرّد است .
و علّامه - رحمه اللّه - گفته كه در اين نظر است ، به جهت آن كه تعقّل قبول است نه فعل و قبول لا يتناهى از براى جسمانيّات ممكن است .
قال : و لحصول عارضها بالنّسبة [ الف - 125 ] الى ما يعقل محلا منقطعا . « 3 »
اين وجه رابع است در تجرّد نفس . و تقريرش اين است كه : نفس اگر حلول مىنمود در جسمى - مثل قلب يا دماغ - / * ب / 95 / بايست
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 185
( 2 ) . م ، الف : - يعنى به حالى . . . مىآيد
( 3 ) . كشف المراد / 186