پس چگونه مىگردانند الحال حدوث اجتماع را از نفس ؟
و جواب ديگر گفته شده در شرح ملّا على كه علّت مزاج نفس ابوين است كه باعث منيند كه ولد از آن مخلوق شده است نه نفس ولد « 1 » . و علّامه - رحمه اللّه تعالى - گفته از شيخ ابو على در اينجا كلام طويلى هست كه اين مقام موضع ذكر آن نيست .
قال : و للممانعة فى الاقتضاء . « 2 »
اين وجه ثانيست جهت مغايرت نفس و مزاج . و تقريرش اين است كه مزاج مانع نفس مىشود از مقتضايش ، چنانچه در رعشه است ، از جهت آن كه مقتضاى نفس حركت به جانب خاصّ است نه حركت مرتعش كه موافق مقتضاى مزاج است ، و تضادّ اثر دليل بر تضادّ مؤثّر است ، يعنى معلول هرگاه ضدّ باشد بالطّبع علّت نيز چنين است ، پس در اينجا ممانعت است ميان نفس و مزاج در جهت حركت ، و همچنين تضادّ و ممانعت واقع است ما بين اين هر دو در اصل حركت به دو نحو ، يكى به اين نحو كه حركت نفسانيه مقتضى مزاج نيست ، مثل حال حركت انسان در روى زمين كه مقتضى مزاج انسان سكون است و نفسش مقتضى حركت است ، و ديگر آن كه حركت گاهى مقتضى طبيعت است ، و طبيعى اوست ، و نفس او اقتضاى آن نمىكند [ الف - 122 ] مثل آن كه طبيعت مقتضى سفل است ، پس اگر نفسى اقتضاى علوّ كند نقيض آن است .
هامش
( 1 ) . شرح التجريد / 196
( 2 ) . كشف المراد / 183