تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
قال : و قولهم لا علّية بين المتضائفين و الا لا مكن الممتنع ، او علّل الا قوى بالأضعف لمنع الامتناع الذّاتى . « 1 » اين وجه ثالثيست از وجوهى كه استدلال نموده‌اند به آن بر وجود عقل . تقريرش اين است كه افلاك ممكنند ، پس از براى ايشان علّتى خواهد بود ، اگر غير جسم و جسمانى باشد مجرّدى خواهد بود ، و مطلب ثابت مىشود ، و اگر علّت جسمانى باشد دور لازم مىآيد چون جسمانى مستندند به افلاك . و اگر علّت اصل جسم باشد پس يا آن است / * الف / 92 / كه حاوى علّت است جهت محوى ، يا بر عكس ؛ ثانى باطل و محال است ، از جهت آن كه محوى اضعف از حاوى است ، پس اگر محوى علّت باشد لازم مىآيد تعليل اقوى به اضعف ، و اين محال است ؛ و اوّل كه حاوى علّت باشد [ الف - 120 ] جهت محوى نيز محال است . و بيان اين موقوف بر چندين مقدّمه است . يكى : آن است كه جسم علّت نمىباشد مگر بعد از آن كه بگردد شخص معيّن . و اين ظاهر است به جهت آن كه چيزى علّت چيزى نمىشود مگر بعد از وجود ، و وجود مسبوق بر تشخّص است . مقدّمهء دويم : آن كه معلول در حال فرض وجود علّت ممكن است و لا حق نمىشود او را وجوب ، مگر بعد از وجود علّت و وجوب آن . امّا مقدّمهء ثالثه : اين است كه اشياء متصاحبه مخالفت از هم در وجوب و امكان نمىكنند .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 190