اصل و هيئتش از جهت نفع سافل باشد . اين است تقرير دليل اين مطلب .
و جواب اين است كه : حركت فلك جهت تشبّه و تحصيل اوضاع غير متناهيه ممكنه مبنيست بر دوام حركت و ازلى بودن آن ، و ما بيان كرديم حدوث عالم و اجسام را ، و اين كه فلكى يا عنصرى « 1 » متناهيست در بقا « 2 » از جهت آن كه وجود ما لا تناهى به حسب وجود « 3 » محال است ، پس واجبست انقطاع آن حركت « 4 » ، پس باطل است اين دليل از اصلش .
و ايضا اين دليل موقوف است بر حصر اقسام طلب / * الف / 91 / به اين نحو مذكور ، و اقسام طلب منحصر به آنچه ذكر نمودهاند نيست ، و اگر حصر را تسليم كنيم جايز است كه طلب ، طلب امرى باشد كه حصولش محال باشد ، يا از جهت امرى باشد كه حاصل شده و طالب آن نداند استحالهء آن را يا حصولش را ، به جهت آن كه ممنوع است وجوب شعور به اين امور .
بعد از آن مىگوييم كه ما مسلّم نداريم كه حركت فلكيّه دوريّه است ، چه مىشود كه حركت كند به استقامت ؟ و اگر تسليم كنيم حركت دورى آن را ، چه مىشود كه حركتش قسرى باشد ؟
و اين كه مذكور است كه فلك چون حركت طبعيّه ندارد پس حركت قسريّه ندارد به جهت آن كه حركت قسريّه مخالف طبعيّه
هامش
( 1 ) . ن : + آن
( 2 ) . م ، الف : - در بقا
( 3 ) . م ، الف : - به حسب وجود
( 4 ) . م ، الف : - حركت