تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
حركت مستديره نيست طبيعيّه ، از جهت آن كه « 1 » مطلوب بالطّبع متروك بالطّبع نمىباشد ، و هر جزء از مسافت در حركت مستديره ترك آن جزء « 2 » بعينه و توجّه به آن جزء است ، و هرگاه منتفى باشد حركت طبيعيّه منتفى خواهد بود حركت قسريّه ، چون بالطّبع حركت در آنها نيست ، و حركت قسريّه بر خلاف طبع است ، و در جايى كه طبع نباشد قسر نخواهد بود ، پس ثابت شد كه ارادى است . و هر حركت اراديّه استدعاى مطلوبى مىكند از جهت آن كه حركت عبث دائم نمىباشد ، و آن مطلوب واجب است كه باعث استكمال طالب شود ، و الّا متوجّه به طلب نحو آن نمىشد . پس يا اين است كه اين مطلوب كمال است [ الف - 118 ] در نفس و ذات طالب يا نه . ثانى محال است ، و الّا البتّه جايز بود انقطاع حركت از جهت آن كه ناچار است كه ظاهر شود از براى طالب عدم كمال بودن آن مطلوب بالذّات ، پس بايد ترك طلب كند . و اگر مطلوب كمال باشد حقيقة ، پس يا آن است كه حاصل مىشود مطلوب بالكلّيه ، / * ب / 90 / و اين محال است ؛ و الّا بايست ترك حركت كند ، و چون كمال او بالكلّيه حاصل نمىشود و به تدريج است ، پس حركت او نيز چنين است از جهت تحصيل جميع كمالات ، ليكن به غير از جميع اوضاع ممكنه كمالات ديگر فلك به جوهر حاضر است و اوضاع « 3 » غير متناهيه از جهت فلك ممكن است باشد كه دفعة حصولش ممكن نيست . پس حاصل مىشود كمالات فلك
هامش
( 1 ) . م ، الف : - حركت يا طبيعيه . . . آن كه ( 2 ) . م : - جزء ( 3 ) . م : اضاع