تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
متعاقب به سبب دوام حركت و اوضاع آن . و بعد از اين مراتب گفته‌اند حكما كه چون فلك تصوّر نموده كمال عقل را و تصوّر نموده كه باقى نمانده جهت عقل بالقوّه كه بالفعل نشده باشد ، و خواسته و مشتاق شده كه متشبّه شود به سبب كمال با عقل و آنچه بالقوّه اوست ، مثل عقل بالفعل شود او را ، و چون دفعة اين معنى ممكن نيست استخراج اين كمال در تحت اوضاع مختلفه بر سبيل تعاقب مىكند در اين حركت . و از حديث « اوّل ما خلق اللّه العقل » « 1 » وجود عقل معلوم است . پس ظاهر شد از اين حكايت وجود عقل كه مىگويند فلك آرزو و خواهش مشابهت به آن عقل دارد ، پس اگر واحد مىبود عقل لازم بود تشابه حركات فلكيّه در جهات سرعت و بطء ، و اين معنى همچنين نيست ، پس واجب است وجود عقول متكثّره به حسب تكثّر حركات در جهت و سرعت و بطء . گفته نشود كه : چه مىشود كه حركت فلك از جهت تشبّه به عقل نباشد ، بلكه از جهت انتفاع سافل باشد ، و چه مىشود كه مختلف نشدن فلك در سرعت و بطء و جهت نيز از همين علّت باشد ؟ از جهت آن كه ما مىگوييم كه : فلكيّات را رتبه اشرف از اين عالم اسفل است ، و محال است كه بكند عالى جهت سافل امرى ، و الّا مستكمل به سبب آن خواهد بود ، و كامل [ ب - 118 ] مستكمل به ناقص بودن محال و خلاف فرض است ، پس ممكن نيست كه حركت فلك
هامش
( 1 ) . اصول كافى ج 1 / 21 ، و عوالى اللئالى ج 4 / 99