تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
لأنّ المؤثّر هنا مختار . « 1 » چون بيان نمود مصنّف - رحمه اللّه - انتفاء جزم به عدم جوهر مجرّدى كه آن عقل است ، شروع نمود در بيان انتفاء جزم به ثبوتش ، و اين به سبب ضعف ادلّه مثبتين است . بدان ! اين را كه اكثر فلاسفه رفته‌اند به اين كه معلول اوّل عقل اوّل است ، و او موجود مجرّد از اجسام و موادّ است در ذات و تأثير معا ؛ بعد از تحقّق اين ، پس عقل اوّل گفته‌اند صادر مىشود از او عقل ديگر و فلكى ، از جهت آن كه او را كثرت و تعدّد به سبب ذات خود و فاعل به هم رسيده و از حكم « الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد » بيرون است ، و به اين سبب صادر مىشود از آن عقل اوّل عقل ثانى ، بعد از آن صادر مىشود از عقل ثانى عقل ثالث و فلك ثانى ، همچنين از هر مقدّمى عقلى صادر مىشود و فلكى ، تا آن كه منتهى مىشود به عقل اخير كه مسمّى به عقل فعّال و فلك اخير كه فلك تاسع است كه فلك قمر باشد . و استدلال نموده‌اند بر اثبات جواهر مجرّده كه عقولند به چندين وجه : اوّل : آن كه گفته‌اند كه خداى - تعالى - واحد است من جميع الجهات ، پس نمىباشد ، علّت از براى كثير ، پس صادر از او واحد بايد باشد ، و آن واحد [ 1 ] : يا جسم است ، [ 2 ] : يا مادّه است ، [ 3 ] : يا صورت است ، [ 4 ] : يا نفس است ، [ 5 ] : يا عرض است ، [ 6 ] : يا عقل
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 176
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 396 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى