تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
نموده‌اند ، و حجّت گفته‌اند كه اگر موجودى غير جسم و جسمانى باشد مشارك با واجب الوجود خواهد بود در اين وصف تجرّد ، و اين تجرّد را از اخصّ صفات واجب دانسته‌اند و علّامه گفته كه لزوم اشتراك با واجب توهّم سخيفى است ، از جهت آن كه شركت در صفات سلبيّه مقتضى اشتراك ذوات نيست ، از جهت آن كه هر دو امر بسيط ممكن است كه شريك در سلب ما عداى خود باشند ، مثل آن كه اگر كسى گويد كه خدا غير زيد است و عمرو هم غير زيد است اين معنى شركت در ذات نخواهد بود ، در اينجا مثلا گفته مىشود كه نفس انسانى مجرّد و برى از مادّه است و غير مادّى است ، خدا هم مجرّد از مادّه و غير مادّه است ، و اين مستلزم اشتراك / * الف / 89 / در ذات نيست ، به جهت آن كه اشتراك در امر سلبى شده ، مستلزم تركيب و اشتراك با ذات واجب نيست كه واجب با غير شريك و مركّب شود از ما به الاشتراك و ما به الامتياز ، و از بساطت بيرون رود ؛ بلكه اشتراك در صفات ثبوتيّه نيز مقتضى اشتراك ذوات نيست ، از جهت آن كه اشياء مختلفه را گاه هست كه لازمش افتاده لازم واحد ، و هرگاه اين ثابت شد لازم نيست از بودن اين جواهر مجرّده مشارك با واجب در وصف تجرّد كه معنى سلبيست تحقّق و حصول [ ب - 116 ] مشاركت در حقيقت با ذات واجب ، و از اين جهت است كه مصنّف - رحمه اللّه - جزم به نفى جواهر مجرّده ننموده . قال : و ادلّة وجوده مدخولة ، كقولهم الواحد لا يصدر عنه أمران ، و لا سبق لمشروط باللاحق و تأثيره أو وجوده ، و لا لما انتفت صلاحيّة التّاثير عنه ؛
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 395 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى