و علّامه گفته جواب اين چيزى است / * ب / 88 / كه گذشت قبل از اين ، يعنى در مبحث سبق و اقسامش كه هر سبق مستدعى زمان نيست ، و الّا لازم مىآيد تسلسل . و در حاشيهء مير « 1 » بر اصفهانى واقع است كه : « القبلية لا تستدعى الزّمان ، فلا يلزم أن يكون قبل كلّ حادث زمان حتّى يلزم تسلسل الحوادث المنافى لحدوث العالم » .
و در شرح حاج محمود واقع است بعد از اين متن كه : « و امثال هذه التّقدّمات لا يستدعى زمانا به يتقدّم المتقدّم على المتأخّر » و در اين مقام ملّا على گفته كه : « مسلّم نداريم كه زمان موجود باشد ، بلكه امر موهومى است ، و اگر تسليم كنيم مىگوئيم كه : اين قبليّت و بعديّت كه با هم جمع نشوند مستدعى زمان نيست ، به جهت آن كه اجزاء زمان بعضىاش به بعضىاش مقدّمند به همين قبليّت و بعديّت كه با هم جمع نمىشوند و مقدّم بالزّمان نيستند » . « 2 »
و در شرح بهشتى در اين متن كه : « و القبليّة لا تستدعى الزّمان و قد
هامش
- آنچه در اينجا مرقوم شد مؤيّد حدوث دهرى و عدم غير مكمّم كه جدّ داعى ثالث المعلّمين - رحمه اللّه - نقل نموده هست ، چون است كه جمعى مىگويند اين معنى را كه فاصلهء ميان واجب و عالم كه عدم غير مكمّم بدون زمان باشد ، ما نمىفهميم ؟ و به زمان موهم قائل شدهاند ، و اگر بر ايشان گفته شده كه بدون توهّم و موهمى اين فاصله بدون زمان هست ، مىگويند : منشأ انتزاع آن متحقّق است هر چند موهمى نباشد . جواب : منشأ انتزاع غير تحقّق اين فاصله نيست ، و تا اين فاصله نباشد توهّم زمان موهوم نمىشود ، پس بدون اين توهّم و مقدّم بر اين فاصله متحقّق است . و در متن و شروح تجريد به نحوى كه مرقوم شده تصريح به تقدّم بدون زمان شده ، پس عدم فهم ايشان به چه سبب است ! ؟ به غير عدم فهم واقعى نه به نحو . . . ( منه )
( 1 ) . به ظاهر منظور مير سيد شريف جرجانى است .
( 2 ) . شرح التجريد / 188