اينها به غير اجسام . و هرگاه اجسام كه شرطند حادث باشند مشروط نيز حادث خواهند بود بالضّرورة . و امّا اعراض غير جسمانيّه حدوثش به دليل آنچه گفتهاند كه « كلّ ما سوى اللّه حادث » است ثابت مىشود . و مصنّف - رحمه اللّه - قصد اعراض جسمانى نموده ، از جهت آن كه گفته : « لما استحال قيام الاعراض إلّا بها « 1 » ثبت حدوثها » . پس منظور / * الف / 87 / مصنّف - رحمه اللّه - از قول خود كه : « لما استحاله » گفته معلوم است كه در بيان حدوث اعراض جسمانيّه است به سبب حدوث اجسام كه سابق [ ب - 113 ] معلوم شد ، و شرطند اجسام در وجود اعراض .
قال : و الحدوث اختصّ بوقته اذ لا وقت قبله ، و المختار يرجّح أحد مقدوريه لا لأمر عند بعضهم . « 2 »
در شرح علّامه - رحمه اللّه - واقع است چون بيان نمود مصنّف - رحمه اللّه - حدوث اجسام را شروع نمود در جواب از شبهه فلاسفه و اقوى شبهههاى ايشان سه تاست كه جواب داده مصنّف - رحمه اللّه - از آنها به ترتيب متن مذكور در اين كتاب .
شبهه اولى كه اعظم است ، اين است : گفتهاند فلاسفه كه : مؤثّر تامّ در عالم يا اين است كه ازلى است ، يا حادث است . اگر ازليست لازم مىآيد قدم عالم از جهت آن كه وقت وجود مؤثّر تامّ البته از روى وجوب بايد كه اثر او موجود باشد ، از جهت آن كه اگر تأخير كند و
هامش
( 1 ) . م : الابهام
( 2 ) . كشف المراد / 173