صحيح نبود گفتن : « النوم سابق على الغد ، مسبوق بالأمس » با وجود آن كه موجود نيست با يوم چيزى از غد و امس ، و اين سبق سبق ذهنى غير خارجيست و الّا لازم مىآيد وجود احد متضايفين بدون ديگرى ، و اين محال است ، پس ذهنى خواهد بود اين سبق . « 1 »
قال : و الضّرورة قضت بحدوث ما لا ينفكّ عن حوادث متناهيه . « 2 »
چون بيان نمود مصنّف - رحمه اللّه تعالى - اين را كه اجسام منفكّ نمىشوند از حركت و سكون ، و بيان نمود حدوث و تناهى اين هر دو را ، واجب است « 3 » قائل شدن به حدوث اجسام ، از جهت آن كه ضرورت حكم مىكند به حدوث چيزى كه منفكّ نمىشود از حوادث متناهيه .
قال : فالاجسام حادثة ، و لمّا استحال قيام الاعراض الّا بها ، ثبت حدوثها . « 4 »
اين نتيجهء آن چيزى است كه ذكر شد از دليل ، و آن قول به حدوث اجسام است . و امّا اعراض پس بدرستى كه محال است كه قيامش بنفسها باشد ، بلكه محتاجند در وجود به محلّى كه حلول كنند در آن ، و آن اعراض يا جسمانيست يا غير جسمانى ، و جميع يعنى اعراض جسمانى و غير جسمانى حادثند . امّا جسمانيّه از جهت امتناع قيام
هامش
( 1 ) . م ، الف : - و ملّا على . . . سبق
( 2 ) . كشف المراد / 173
( 3 ) . م ، الف : + كه
( 4 ) . كشف المراد / 173