باشند .
وجه دويم : تناهى اين كه قابل زياده و نقصان هست حركت ، پس متناهى خواهند بود . و اين ضعيف است موافق شرح علّامه - رحمه اللّه « 1 » - ، به سبب آن كه معلومات خداى - تعالى - و مقدوراتش كه ملاحظه مىشود اوّلى - يعنى معلومات « 2 » - ازيد از ثانيه است ، به جهت آن كه خود داخل معلومات است ، يعنى ذات واجب و داخل مقدورات خود نيست ، و لازم نمىآيد تناهى اين هر دو .
سيم « 3 » : برهان تطبيق است كه ذكر شد « 4 » ، و آن اين است كه همه حركات را اخذ مىكنند جملهء از حال تا ازل تماما ، و ايضا حركات را از زمان طوفان تا ازل جملهء ديگر حساب مىكنند ، بعد از آن اين دو جمله را مطابق به هم فرض مىكنند ، پس اگر اين هر دو مطابق با هم شده ، مستمرّ شود « 5 » الى غير النهاية زايد مثل ناقص نخواهد بود ؛ و اين خلاف فرض است . و اگر منتهى شود و منقطع شود ، پس ناقص البته منتهى باشد بشود ، و زايد نيز از جهت آن كه زايد زايد است از ناقص به قدر متناهى ، و آنچه زايد شد بر متناهى به قدر متناهى متناهى است .
و ملّا عبد الرّزاق - رحمه اللّه - در شرح خود ايراد نموده كه : « غير متناهى را مرتسم در وهم گفتهاند كه نمىشود فضلا از توهّم
هامش
( 1 ) . م : - موافق شرح علامه رحمه اللّه
( 2 ) . م ، الف : - يعنى معلومات
( 3 ) . الف : سيوم
( 4 ) . م ، الف : - كه ذكر شد
( 5 ) . م : شده .