بخلاف لون كه مىتواند جسم خالى از آن بود و جسم خالى از لون بعد از اتّصاف به آن نيز متصوّر است ، و امتناعش ممنوع است . و اگر تسليم امتناع كنيم فرق ظاهر است . ميان بعد از اتّصاف و قبل از اتّصاف ، به جهت آن كه بعد از اتّصاف زوال وصف محتاج به ضدّ است و سبب مىخواهد زوال آن به خلاف قبل از اتّصاف كه محتاج در زوال به سببى نيست و معدوم الصفة است .
مسألهء خامسه در اين است كه اجسام جايز است رؤيتشان
قال : و تجوز رؤيتها [ الف - 111 ] به شرط الضّوء و اللّون و هو ضرورى . « 1 »
رفتهاند اوايل به اين كه اجسام ديده مىشود لكن نه بالذّات ، بلكه بالعرض ، و به سبب لون و ضوء است رؤيت اجسام كه اگر مرئى بالذّات مىشد بايست هوا كه داخل اجسام است مرئى شود ، و چون لون و ضوء در هوا نيست مرئى نمىشود ، و اين شرايط در رؤيت حكم ضرورى است . و حسّ شاهد اين است ، و جمهور عقلا رفتهاند بر اين ، و مخالفى معروف نيست .
مسألهء سادسه در حدوث اجسام است
قال : و الاجسام كلّها حادثة لعدم انفكاكها من جزئيّات متناهية حادثة ،
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 170