خطّ ناقص به خط كاملى كه مثل آن است در عدم تناهى . و معنى « مقايسة » در اينجا مقابلهء هر جزئيست از ناقص به جزء از كامل .
و قول مصنّف كه گفته « مع فرض نقصانه عنه » ، يعنى با فرض قطع چيزى از خطّ ناقص كه آن را ناقص كند . اين است آنچه علّامه - رحمه اللّه - نقل نموده كه به خاطر او در شرح اين متن رسيده .
و آنچه به خاطر داعى مىرسد در بطلان غير متناهى اين است كه چيز غير متناهى را كه تماما موجود باشد حكم مىكند عقل كه موجود نمىشود ، و بالفعل غير متناهى تمام موجود نمىباشد ، به جهت آن كه غير متناهى تمام نمىشود وجودش ، و چيزى كه تمام نشود وجودش در واقع و نفس الامر ، چون مىشود دفعة يا به تدريج به صنعت صانع موجود شود تمام و صنعت صانع به آن تمام برسد ، و جسمى يا مثل آن شود به اين نحو كه بالفعل غير متناهى باشد تمام .
و اگر كسى گويد كه تمام شد خلقت آن غير [ ب - 109 ] متناهى آيا تصوّر مىتوان نمود / * الف / 84 / كه صنعت صانع تواند « 1 » طىّ جميع غير متناهى بكند ؟
بلى : ممكن است كه صانع قدرتش غير متناهى باشد ، نه آن كه غير متناهى بالفعل تمام موجود شود و غير متناهى باشد . فرضا اگر كسى گويد كه صانع بالفعل غير متناهى موجود كرد البته عقل متحيّر مىشود كه وجود چون توانست احاطه و طى آن نمود و آن را
هامش
( 1 ) . م : بتواند