به اين كه گاه باشد كه التزام نمايند قايلين اين مذهب كون فساد را در / * ب / 82 / امتزاج مركبّات ، و دليلى بر بطلان آن نيست . و بازگفته است بنابراين مذهب اين را كه مزاج به استحالهء اركان مىباشد و استحاله مبنى بر كون است ، از جهت [ ب - 107 ] آن كه اجزاء ناريّه كه مخالف مركّبات است هبوط از كره اثير « 1 » نمىكند ، بلكه متكوّن مىشود در اينجا . « 2 »
و در شرح حاج محمود واقع است كه با حفظ صور بسايط جايز نخواهد بود فعل احد مثلين در ديگرى مثل آب حار در آب بارد . و جواب گفته كه صورت آبى دو فعل مخالف به توسّط دو كيفيّت مخالف متقابل كه حار و بارد است ممكن است كه بكند .
قال : ثمّ تختلف الامزجة فى الاعداد بحسب قربها و بعدها من الاعتدال . « 3 »
أمزجه در مركّبات معدّ و معين صور است و آماده مىكند قبول صور مركّبات و قواى معدنيّات و نباتات و حيوانات را ، ليكن به عنوان اختلاف . اين است مقصود مصنّف - رحمه اللّه - كه گفته : « ثمّ تختلف الأمزجة فى الاعداد » يعنى در معدّ بودن مختلفند . و بيان آن اين است كه مركّبات سه قسمند .
يكى صاحب قوّة و صورت معدنيست كه نفسى ندارد .
و يكى صاحب صورت و قوّت نباتيست كه نفس غاذيه و ناميه و مولّده مثل خود دارد ، ليكن حسّ و حركت اراديّه ندارد .
هامش
( 1 ) . م : اثر
( 2 ) . شرح التجريد / 176
( 3 ) . كشف المراد / 165