كه عارض شود از براى نار بانفراده عارضى كه مانع حرارت آتش باشد . « 1 » زياد از آنچه در حين جزء از مركّب بودن آن را حاصل است ، پس نار بسيطه ممكن است كه تواند لحم شود . و باطل نموده شيخ اين مذهب عجيب را به اين كه اين نحو اگر باشد كون و فساد است نه امتزاج ، و از جهت آن كه كاسر باقيست با انكسار آن كيفيّات ، پس صورت نوعيّه كاسر به حال خود باقى است ، و صورت نوعيّه ديگر جهت آن حاصل نيست . پس غلط است بطلان صورت نوعيّه .
و نقص نموده مذهب اين قوم را به آنچه ، ذكر كردهاند كه جايز است كه متّصف شود جزء نارى تنها به صورت لحميّه ، يعنى اين نقض نيز وارد است بر ايشان ، از جهت آن كه مذهب ايشان اين است كه جزء نارى ناريّتش باطل مىشود در وقت تركيب و متّصف به صورت لحميّه مىشود ، پس جايز است بنابر گفته ايشان عروض اين عارض از براى نار بسيطه كه متّصف به صورت لحميّه شود ، و اگر شرط تركيب كنند در اين صورت اين شرط تركيب جواب ما خواهد بود از احتجاج ايشان . پس آنچه خود وارد آوردهاند بر ديگرى بر ايشان وارد مىآيد بعينه .
و در شرح ملّا على واقع است كه حجّت گفته شده بر فساد اين مذهب عجيب به اين نحو كه در اين صورت مزاجى نخواهد بود ، بلكه كون و فساد است ، از جهت آن كه مزاج به ابقاى ممتزجات به اعيانهاست نه با كون و فساد اينها . و اعتراض نمودهاند بر اين احتجاج
هامش
( 1 ) . م : + و