قال : و هى حادثة عند تفاعل بعضها فى بعض . « 1 »
يعنى مركبّات نزد محقّقين پيش حادث مىشوند از تفاعل اين عناصر بعضى به بعض تا آن كه مستقرّ شود مزاج و كيفيّت متوسّطه حادث ، و حاصل شود . و « اصحاب خليط » مىگويند : همه چيز در عالم هست هميشه ، ليكن گاهى ظاهر است و گاهى پنهان است ، مثل انكساغورس و اتباع او كه رفتهاند به نفى حدوث اينها ، و گفتهاند كه در عالم اجزاء چند هستند كه لحيم است و عظم است و حنطه است و غير اينها از طبايع كه در عالم متفرّقند غير متناهيه . و هرگاه جمع شود اجزائى از طبيعت واحده ، يعنى مادّه [ ب - 105 ] و اجزاء مجتمعه از طبايع جمع شود با هم ، شخصى از طبيعت بروز مىكند ، پس تصوّر مىشود كه اينها حادثند الحال ، و چنين نيست بلكه اينها قديمند نه حادث ، و حادث امر مركّب ، و اين تركيب مجدّد است . اين است حاصل كلام علّامه رحمه اللّه .
و تقرير ديگر در مذهب ايشان اين است كه هر يك از اين طبايع كه در مركّبات تصوّر مىشود موجودات در عناصر ليكن پنهان است ، و هرگاه اجزائى از اين طبايع جمع شود يك جا سبب ظهور و بروز آنچه مناسب آن اجزاست از طبايع مستوره مىشود ، و تصوّر مىشود كه الحال حادث شده ، و چنين / * ب / 81 / نيست بلكه تركيب اجزا حادث شده ، و آن طبيعت قديمه غلبه كرده و بروز نموده ، چنانچه گل پنهان در شاخ درخت هست هرگاه ملاقات كند گل با آب و خاك
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 163