تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
فوق مىبود ، و اگر حركتش دورى مىبود سنگى كه به فوق انداخته شود مستقيم « 1 » از آنجا كه انداخته شده به همان موضع نزول نمىنمود ، چنانچه وجه همه به تأمّل و تدبير و تدوير فكر مستقيم معلوم است . و مصنّف - رحمه اللّه - كه گفته « فى الوسط » ردّ است بر قول كسى كه گفته : « ساكن است ارض ، چون غير متناهيست نه بالطّبع » . يعنى غير متناهى دانسته ارض را ، و وجه آن را گفته به سبب عدم تناهى بودن آن از جانب سفل ، نه بالطّبع . و بيان بطلان اين قول ظاهر است ، به جهت آن كه اجسام متناهيند و سكون جسم سبب غير متناهى بودن آن ممكن است كه به علّت اين توهّم باشد كه پيش از غير متناهى جائى تصوّر نمىتوان نمود كه محلّ حركت غير متناهى باشد ، پس حركت به اسفل [ ب - 104 ] نمىتواند نمود ، و حركت به استدارت و علوّ را او معتقد نيست . و تناهى اجسام ظاهر است به دلايل ، و به اين كه موجود غير متناهى مجتمعا حصولش بالتّمام محال است ، و اين معنى تمامى آن با عدم تناهى بودن آن جمع نمىشود ، چنانچه جدّ داعى ثالث المعلّمين در مبحث فصل اشراق برهانى از كتاب صراط المستقيم گفته به اين عبارت : « فانّ ما يوصف باللانهاية ليس فى قوّته أن يخرج الى الفعل ، فما يمكن له بحسب القوة ذلك محكوم عليه بالتناهى قطعا ، الّا أنّ مرتبة تناهيه غير معيّنة بالوقوف عند حدّ . » و اگر افلاك محيط
هامش
( 1 ) . م : منقسم