تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
جميع جوانب ارض در ثخانت واحده در اطراف ارض . امّا ارض كرهء [ الف - 104 ] حقيقيّه نيست از جهت جبال و تلال و پستيها ، و آب چون به مواضع منحدره از ارض مىباشد و آنها را مستور نموده ، قدر مائى مرتفع از ارض مكشوف است ، و اين قدر ربع مسكون است از جانب شمال كه منقسم به اقاليم سبعه « 1 » مىشود و مردم در اين ربع مسكون ساكنند ، و علم به سه ربع ديگر نيست . و آنچه معلوم شده آب بر هيئت جسم نعلى است ، و مجموع آب و ارض را با هم يك كره / * ب / 80 / بعضى نقل نموده‌اند . قال : و الأرض بارده يابسة ساكنة فى الوسط ، شفّافة لها ثلاثه طبقات . « 2 » ذكر نموده : مصنّف - رحمه اللّه - از براى ارض پنج حكم : اول : آن كه بارد است ، از جهت آن كه كثيف است . و بتحقيق گذشت بحث در اين كه ارض ابرد عناصر است . دويم : آن كه يابس است ، و اين ظاهر است . سيم : آن كه ساكن است ، در وسط بالطّبع . و نزاع نموده‌اند جمعى در ارض ، بعضى گفته‌اند متحرّك است به جانب اسفل و ديگران گفته‌اند متحرّك است به علو و جمعى گفته متحرّك است به استداره ؛ و حقّ خلاف كلّ اين است ، و الّا سنگ انداخته شده بايست نرسد « 3 » به زمين اگر زمين حركت به جانب تحت مىداشت ، و نازل بايست نشود حجر به فوق اگر حركتش به جانب
هامش
( 1 ) . م : شبعه ( 2 ) . كشف المراد / 162 ( 3 ) . م : نرشد