مسخنات و حركت فلكيّه است .
و گفتهاند قومى كه آب ابرد است ، از جهت آن كه به حس چنين معلوم مىشود ، و اين ضعيف است به سبب آن كه گاهى هست كه چيزى به حسب حس ابرد مىنمايد ، و در نفس الامر ابرد نيست ، چنانچه در جانب گرمى چنين است ، مثل آن كه رصاص كه آب شده باشد از آتش صرف گرمتر مىنمايد ، از جهت لطافت آتش و كثافت آن ، يعنى از سطبرى و تكاثف آن اثرش بيشتر است هرگاه به بدن برسد ، پس آب هم از جهت لطافت ممكن است / * الف / 80 / اثرش از خاك در تبريد بيشتر باشد ، هر چند خاك ابرد باشد از آن .
و ظاهر است كه نفوذ آب از خاك بيشتر است در بدن ، چنانچه كثافت رصاص اثرش بيش بود . پس در اينجا احساس تبريد آب نيز اكثر است .
حكم دويم : اين است كه آب رطب است ، و اين ظاهر است ، هرگاه مقصود بلّت باشد از رطوبت . و بعضى مىگويند كه آب مقتضيست [ ب - 103 ] جموديّت را ، از جهت آن كه آب بارد است بالطّبع ، و برد اقتضاى جموديّت مىكند ، و عروض سيلان در آن از جهت سخونت ارض و هواست كه آن را آب نموده از گرمى ، و الّا منجمد مثل يخ مىبود ، پس هرگاه مخلّى به - طبع يعنى بلا مانع - باشد مقتضى جموديّت است .
حكم سيم : آن است كه آب شفاف است از جهت آن كه با صرافتش مانع ماوراى خود از ديدن نيست . و بعضى گفتهاند كه صاحب لون است و الّا مرئى نمىشد ، و چون لونش ضعيف است
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٣٥٣