حاجب از ابصار نيست .
حكم چهارم : آن است كه آب محيط است به اكثر ارض ، مثل سه ربع ؛ و اين حكم ظنّى است ، از جهت آن كه اهل فنّ گردانيدهاند عناصر را مثل هم ، پس بايد قدرى باشند كه تعادل با هم توانند نمود . و لهذا گفتهاند محيط است به سه ربع از ارض و الّا بايست از استحاله اضعف به اقوى بدل شود ، و آن اضعف معدوم گردد ، پس اگر محيط نباشد به سه ربع ارض و اكثر ارض ، و نحوى نباشد كه در قدر مساوى ارض باشد اقلّ از ارض خواهد بود و خلاف تعادل است . و اگر محيط به اكثر از ارض باشد ، چنانچه گفتهاند جهت تعادل خواهد بود مساوى با كره ارض « 1 » ، و آن بحر معمول است ، و الّا يا آن است كه آن كره آب فوق ارض است يا تحت ارض كه وسط ارض باشد . و ثانى باطل است و الّا - يعنى اگر آن اين بحر نباشد « 2 » - خواهد بود اصغر از ارض ، چنانچه از آثار قلّت آن معلوم است ، پس باقى ماند اوّل كه بحر باشد .
حكم پنجم : آن كه آب « 3 » صاحب طبقة واحده است كه آن بحر است ، و اين ظاهر است . چنين است مفاد در شرح علّامه ، رحمه اللّه .
و در شرح بهشتى بعد از متن محيط « بثلاثة » ارباع الارض واقع است وجه آن به اين مضمون : از جهت آن كه ارض اگر كره حقيقيه باشد ، چون اثقل اجرام است و آب خفيف است نسبت به آن ، پس آب موافق جريان اين حكم به شكل كره خواهد بود مجوّفهء محيطه به
هامش
( 1 ) . م ، الف : - مساوى با كره ارض
( 2 ) . م ، الف : - يعنى اگر آن اين بحر نباشد
( 3 ) . م ، الف : - آب