طبقة واحدة » . « 1 » و بنابر حلّ حاج « 2 » محمود به منزلهء عطف تفسير به سبب « قوته » جهت مجموع « 3 » كلام سابق ظاهرا ، ليكن او دليل گرفته آن را به حسب معنى .
قال : و الهواء رطب شفّاف ، له أربع طبقات . « 4 »
چون مصنّف فارغ شد از بحث احكام نار ، شروع نمود در بحث از احكام هواى ملاصق نار ، و ذكر نمود از براى آن چهار حكم :
الاوّل : آن كه هوا حارّ است ، و اين از جملهء « 5 » كيفيّات فعليّه است . و واقع شده گفتوگو در اين ، پس اكثر ناس رفتهاند بر اين كه هوا حارّ است امّا نه در غايت حرارت ، از جهت آن كه آب هرگاه اراده شود گردانيدن آن هوا ، گرم كرده مىشود به گرمى زياد ، و وقتى كه مستحكم شد تسخين منقلب به هوا مىشود .
و ديگران منع نمودهاند اين را ، و گفتهاند كه : اگر اقتضاى سخونت بالطّبع مىداشت ، بايست در نهايت سخونت باشد ، از جهت آن كه علّت در آن هرگاه بالطّبع خالى از مانع است بايد شديد باشد . اين است مفاد كلام علّامه - رحمه اللّه « 6 » - و شدّت تسخين آب فرموده ، از جهت آن است كه قوّت انقلاب به هم رساند .
و شارح اصفهانى گفته : « و الّذى يدل على حرارة الهواء بالنّسبة
هامش
( 1 ) . شوارق الالهام / 329
( 2 ) . الف : حاجى
( 3 ) . كذا ، در نسخه اضطراب است
( 4 ) . كشف المراد / 161
( 5 ) . م : جمليه
( 6 ) . كشف المراد / 161