كه بعضى اجزاء فلك مكان بعض اجزاء نار بسيطه باشند و بعضى مكان بعضى ديگرى .
حكم خامس : اين است كه نار يك طبقه واحده است ، از جهت آن كه آن را قوّتى هست در سوختن ، و احاله نمودن به نار آنچه به آن ممزوج شود ، پس در مكان نار غير نار نمىباشد ، پس آن را طبقهء واحده است .
ششم : آن كه « 1 » نار قوى است در تغيير دادن به نار آنچه مركّب باشد و منتهى شود به سوى آن ، و اين ظاهر است و روشن ، مثل روغن در چراغ . و اين حكم تخلّف نموده در حيوانى كه مسمّى شده به سمندر / * ب / 79 / كه سوخته نمىشود .
و ملّا محمود نيريزى « 2 » در شرح خود گفته : « و لها طبقة واحدة ، لكونها قوية على احالة [ ب - 102 ] المركّب » كه « لها طبقة واحدة » مدلول و « قويّة على احالة » را دليل آن كلام گرفته است . و شراح ديگر اين قسم نگرفتهاند .
و بناء عليه حكم خامس و سادس قريب به هم مىشود . و حلّ حاج محمود به حسب معنى محمود است ، و اين مقام محلّ نظر ناظرين هست ، و نسخ مختلف است در بعضى « قوة » است ، و در بعضى « قوية » است . و ملّا عبد الرّزاق در شرح خود گفته بنابراين نسخه كه عطف على قوله : « لها طبقة واحدة » ، و ايضا گفته : « و بعض النّسخ : و قوّة على احالة المركّب اليها . و حينئذ يكون عطفا على قوله :
هامش
( 1 ) . م ، ن : - آن كه
( 2 ) . م : نيرزى