چون بسيط جزء از مركّب است ، و بحث از جزء مقدّم است بر بحث از كلّ ، مقدّم داشت بحث از بسايط را .
پس بدان ! كه عناصر بسيطه چهارتااند : [ 1 ] : كرهء نار ، [ 2 ] : و هوا ، [ 3 ] : و آب [ 4 ] : و ارض . و استفاده عدد اينها از مزاوجت كيفيّات فعليّه و انفعاليّه [ معلوم ] شده . و اقرب اينها به فلك ، كرهء نار است ، بعد از آن كرهء هواست ، ديگر كرهء آب است ، و بعد از آن كرهء ارض است . و مركز كرهء ارض مركز عالم است ، از جهت آن كه نار حارّ است در غايت حرارت ، پس طلب علوّ مىكند . و هوا حارّ است نه در غايت حرارت ، پس طلب علوّ و فوق عناصر ديگر مىكند . و آب بارد است طلب سفل مىكند . و ارض [ الف - 101 ] ابرد عناصر است طلب مركز مىكند ، و اين چهار عنصر كرهاى چندند منطبق بعضى بر بعضى كه از جهت بساطت اينها كروى شدهاند ، چون بسيط مقتضى اين شكل است .
و از جهت آن كه معلوم است / * ب / 78 / خسوف قمر هرگاه متحقّق شود در وقتى بعينه در بعض بلاد ، واجب نيست تحقّق آن در آن وقت در بلدى كه مخالف آن بلد باشد در طول . و كسى كه سير نمايد بر خطّى « 1 » از خطوط نصف نهار به جانب شمال ارض ، زياد مىشود بر او ارتفاع قطب شمالى و انحفاظ قطب جنوبى ، و بالعكس .
و اين دليل كروى بودن ارض است . و پستى و بلندى زمين نفى كرويّت زمين نمىكند ، از جهت صغر اينها نسبت به ارض .
و امّا كرويّت آب از جهت آن كه راكب بحر هرگاه نزديك به جبلى
هامش
( 1 ) . نسخهها : خطّ