مكان سطح باشد تعميم نخواهد داشت مكان جهت همه جسم .
و تقريرش اين است كه : عقلا حكم نمودهاند به احتياج كلّ جسم به مكان ، و اگر مكان جسم حاوى باشد بايد هر جسمى جسم « 1 » حاوى داشته باشد ، و تسلسل لازم مىآيد ؛ يا آن كه بايد بعضى اجسام بدون مكان باشند ، مثل جسم محيط به كلّ ، و اين هر دو باطل است ؛ پس مقدّم هم باطل است . جواب اين آن است كه به حسب فرض است كه در هر جا باشد خارج چنين خواهد بود كليّه ، پس كلّى مىشود حكم بدون تسلسل . « 2 »
مسألهء عاشره در امتناع خلأ است
قال : و هذا المكان لا يصحّ عليه الخلو من شاغل و الّا لتساوت حركة ذى المعاوق حركة عديمة عند فرض معاوق أقلّ بنسبة زمانيهما . « 3 »
اختلاف نمودهاند مردم در مكان ، رفتهاند قومى به جو از خلأ ، و رفتهاند آخرون به امتناع آن ، اين است مذهب مصنّف ، رحمه اللّه تعالى .
و استدلال نموده مصنّف به امتناعش به اين كه اگر خلأ ثابت باشد خواهد بود حركت با مانع ، مثل حركت با عدم مانع ، و اين معنى باطل است ؛ پس خلأ باطل است .
هامش
( 1 ) . م ، الف : - جسم
( 2 ) . م ، الف : - جواب اين . . . تسلسل .
( 3 ) . كشف المراد / 154 : لساوت