و بيان شرطيّت « 1 » اين است كه ما هرگاه فرض كنيم متحرّكى كه قطع كند مسافت را كه خالى باشد از مانع در يك ساعت ، بعد از آن فرض كنيم اين مسافت را ممتلى از چيزى كه تواند قدرى به غلظت - مثل غلظت هوا - مانع شد ، پس حركت در اين مسافت كه اين نحو مانعى دارد اطول خواهد بود ، از جهت ملأ اين مسافت كه معاوق است ؛ پس فرض كنيم [ ب - 97 ] كه در دو ساعت قطع مىكند اين مسافت را به اين مانع ، بعد از آن فرض كنيم ملأ ديگرى كه مانع باشد كمتر و رقيقتر باشد به نسبت زمان دو متحرّك اوّل كه بىمانع و با مانع غليظ بودند كه آن نصف در زمان بود ، پس فرض مىشود كه مانع بودن اين ملأ رقيق نصف مانع بودن ملأ غليظ باشد ، پس متحرّك مىشود در اين ملأ رقيق در يك ساعت كه بدون معاوق اين قدر در حركت بود ، و خواهد بود حركت با اين معاوق مثل حركت بدون اين معاوق ؛ و اين باطل است .
مسألهء يازدهم در بحث از جهت است
قال : و الجهة طرف الامتداد الحاصل فى مأخذ الاشارة . « 2 »
چون بحث از مكان كرد و بود جهت مناسبت آن حتّى آن كه گمان شده است كه اين هر دو واحدند ، لهذا بعد از آن شروع نمود در بحث از جهت .
و تفسير نمودهاند بعضى از اوايل « 3 » / * الف / 76 / جهت را كه
هامش
( 1 ) . نسخهها : شرطيه
( 2 ) . كشف المراد / 154
( 3 ) . م : اويل