عبارت است از طرف امتدادى كه حاصل است در مأخذ اشاره ، و اين از اين جهت است كه ما توهّم مىكنيم امتدادى كه شروع شود از مشير و منتهى شود به مشار اليه ، پس اين منتهى طرف امتداد است كه حاصل است از مأخذ اشاره . حاصل آن كه منتهاى اشاره مأخذ اشاره و مقصود ما از آن اشاره است . « 1 »
قال : و ليست منقسمة . « 2 »
چون جهت عبارت از طرف است پس منقسم نمىشود ، از جهت « 3 » آن كه طرف اگر منقسم شود و جزئى داشته باشد ، پس طرف كلّش طرف نخواهد بود ، بلكه نهايت آن طرف خواهد بود ، و اين خلاف فرض است . و از جهت آن كه متحرّك از اين « 4 » طرف هرگاه برسد به نصف يعنى جزء ثانى اين طرف « 5 » ، خالى نيست يا آن است كه متحرّك است از طرف ، پس آنچه مانده بود كه الحال متحرّك به سوى آن متوجّه شده داخل جهت ، و طرف نبوده ، چون اوّلى طرف بوده « 6 » ؛ و اگر اين طرف و جهت باشد پس آنچه ترك نموده و از آن متوجّه اين شده آن جهت و طرف نبوده ، و ايضا حركت در مسافت مىشود نه در جهت ، و در طرف اشاره .
هامش
( 1 ) . م ، الف : - حاصل آن كه . . . است
( 2 ) . كشف المراد / 155
( 3 ) . ن : + جهت
( 4 ) . م ، الف : - اين
( 5 ) . م ، الف : - يعنى جزء ثانى اين طرف
( 6 ) . م ، الف : - چون اولى طرف بوده