بالضّروره ، پس هرگاه جسم خالى از جميع موانع باشد البتّه شكلى خواهد داشت كه آن طبيعى آن است ، و چون كه شكل طبيعى واحد است در بسيط - جهت آن كه طبيعت واحده اقتضاى امور مختلفه نمىكند ، و بسيط مقتضى نيست امور [ الف - 96 ] مختلفه را - لهذا بسايط را شكل كروى است ، و مركّبات را « 1 » شكل مضبوطى نيست ، بلكه مختلف « 2 » مىشوند به حسب اختلاف تراكيب .
و مصنّف - رحمه اللّه - كه تعميم كرده كه از جهت همه اجسام شكل طبيعى كرده است ، گفتهاند كه : در اين نظر است از جهت آن كه جايز است كه از براى مركّب شكل طبيعى غير كره باشد .
مسألهء تاسعه در تحقيق ماهيّت مكان است
قال : و المعقول من الاوّل البعد ، فانّ الامارات تساعد عليه « 3 » .
يعنى مفهوم از اوّل كه مكان است اين است كه آن بعد است ، و چون بيان كرد مصنّف اوّلا كه طبيعت جسم مقتضى مكان و شكل است ، و شكل ظاهر بود طبيعى بودنش ، لهذا بعد از مكان مصنّف ذكر نمود آن را ، و بعد از آن نيز عود نمود به تحقيق ماهيّت مكان ، اختلاف نمودهاند محقّقون در تحقيق « 4 » مكان .
افلاطون گفته است كه : « مكان بعد مساوى متمكّن است » .
هامش
( 1 ) . م : - را
( 2 ) . م : - مختلف
( 3 ) . كشف المراد / 152
( 4 ) . م : - در تحقيق