بالذّات ، بلكه بالعرض كه خارج از حقيقت جسم است ، و اين يا از جهت كوچكى جزء است كه / * ب / 73 / آلت قاسمه متناول نمىشود آن را ، يا از جهت صلابت است ، يا از جهت حصول صورتيست كه قابل قسمت نيست ، مثل فلكى نزد ايشان . و اين امتناع مستلزم امتناع ذاتى نيست .
قال : فقد ثبت أنّ الجسم شىء واحد متّصل يقبل الانقسام الى ما لا يتناهى . « 1 »
اين كلام نتيجه كلام سابق است ، از جهت آن كه باطل شد تركّب جسم از اجزاء لايتجزّى ، خواه اجزاء متناهيه يا غير متناهيه باشند .
[ ب - 94 ] و ثابت شد كه جسم متّصل واحد غير ذى فصل است ، و شكّ نيست كه جسم قابل قسمت است :
[ 1 ] : يا به قسمت متناهيه فقط ، و اين باطل است ، چنانچه گذشت در ابطال مذهب ذيمقراطيس .
[ 2 ] : يا آن كه قابل قسمت غير متناهى است ، و اين مطلوب است .
مسألهء هفتم در نفى هيولى است
قال : و لا يقتضى ذلك ثبوت مادّة سوى الجسم لاستحالة التّسلسل و وجود ما لا يتناهى . « 2 »
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 149
( 2 ) . كشف المراد / 150