تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
منتفى باشد زمان منتفى خواهد بود مطلقا ، و محال است انقسام آن آن و الّا حاضر بعضى از آن خواهد بود ، پس آن كل آن موجود نخواهد بود ، و هرگاه كلّ آن موجود نباشد پس هر حركت كه واقع در آن باشد غير منقسم مىشود ، و الّا احد اجزاء حركت واقع در زمانى خواهد ، [ بود ] و باقى در زمان ديگر ، و منقسم مىشود آنچه [ ب - 92 ] فرض غير انقسامش شده بود ، و اين خلاف فرض است . و لازم مىآيد از عدم انقسام حركت عدم انقسام مسافت به نحوى كه گذشت ، و اين جزء لايتجزّى است . و تقرير جواب اين است كه ماضى و مستقبل موجودند فى نفسه ، / * الف / 72 / و معدومند در آن نه مطلقا ، و آن را تحقّقى در خارج نيست ، به جهت آن كه از جملة اطرافند آنها . قال : و لو تركّبت الحركة ممّا لايتجزّى لم تكن موجودة . « 1 » چون مصنّف فارغ شد از نقض « 2 » شروع در معارضه [ كرد ] و معارضه دليل گفتن بر خلاف « 3 » مدّعاى خصم است . و استدلال نموده مصنّف بر اين كه حركت مركّب نيست از جزء لايتجزّى از جهت آن كه اگر مركب باشد از جزء لايتجزّى نخواهد بود موجود ، و موجود نبودن حركت باطل است اتّفاقا ، و همچنين بودن جزء مقدّم اگر تركّب حركت از اين اجزا باشد نيز باطل است . بيان شرطيّت « 4 » اين است كه جزء متحرّك هرگاه حركت كند از
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 147 ( 2 ) . م : نقص ( 3 ) . م : - خلاف ( 4 ) . نسخه‌ها : شرطيه