بالاستقلال . » / * الف / 70 / و اين از جهت آن است كه جزء لايتجزّى از جمله چيزى است . كه قابل اشاره حسّى است « 1 » ، و اين نحو قابل اشاره حسّى گاهى موجود مىشود غير مستقلا « 2 » ، مثل وجود نقطه در اطراف خطّ يا در مركز دايره ، و ممكن نيست وجود اين جزء مستقلا .
و بتحقيق كه استدلال بر اين مطلب نمودهاند به چندين وجه ، اوّل :
قال : لحجب المتوسّط « 3 »
اين يكى از ادلّه نفى جزء لايتجزّى است . و تقريرش اين است كه :
ما هرگاه فرض كنيم جوهرى كه در ميان دو جوهر اين نحو باشد ، آيا مانع طرفين از تلاقى و تماس مىشود يا نه ؛ مانع نشدن باطل است ، و الّا لازم خواهد بود كه اينها همه يكى شوند كه تداخل است ، و مانع شدن موجب انقسام است از جهت آن كه آن طرفى از جزء وسط [ الف - 90 ] كه ملاقى احد جزءين طرفين ، غير طرفيست كه ملاقى جزء ديگر است .
قال : و لحركة الموضوعين على طرفى المركّب من ثلاثة . « 4 »
اين وجه دويم است در ابطال جزء . و تقريرش اين است كه هرگاه فرض شود خطّى مركب از سه جزء لايتجزّى ، و دو جزء از اين نحو فرض شود كه از دو « 5 » طرف اين خطّ در يك روى ، بدون اختلاف و
هامش
( 1 ) . ن ، م : حسيت
( 2 ) . كذا
( 3 ) . كشف المراد / 144
( 4 ) . كشف المراد / 144
( 5 ) . م : از د