تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
بعضىاش متحرّك باشد و غير حارّ ، به نحوى كه حال منقسم به اين دو قسم شده محلّ نيز منقسم شود . و تحقيق اين مطلب به اين نحو است كه اعراض ساريه در محلّ هرگاه حلول كنند در محلّ منقسمى [ الف - 89 ] ، منقسم مىشوند به انقسام آن محلّ ، و اعراض منقسمه به سبب مقدار نه به حقايق مثل جنس و فصل هرگاه حلول كنند در محلى آن محل به سبب آنها منقسم مىشود ، پس حلولى كه من حيث ذاته المنقسمة باشد هرگاه متحقق شود باعث انقسام مىشود .

مسألهء خامسه در استحالهء انتقال اعراض است

قال : و الموضوع من جملة المشخّصات . « 1 » بدان كه حكم به امتناع انتقال اعراض علّامه - رحمه اللّه تعالى - نموده ، و گفته كه نزديك است كه ظاهر و بيّن باشد ، و دليل بر اين اين است كه عرض اگر متشخّص نشود موجود نمىشود و باعث تشخّص آن ماهيّت آن و لوازم ماهيّت آن نيست كه / * ب / 69 / اگر چنين مىبود بايست ، نوع منحصر در يك شخص باشد به جهت آن كه در ماهيّت ، و لوازم همه شريكند ، و باعث تشخّص آن آنچه در آن حلول نموده هم نيست ، و الّا پس هيچ احتياج به موضوع آن را نبود ، پس بايست قائم به نفس باشد از جهت آن كه در وجود محتاج به فاعل است و در
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 143