تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
[ 1 ] : پس رفته‌اند جماعتى از متكلّمين و حكما به اين كه جسم مركّب از أجزأ لايتجزّى است . [ 2 ] : و رفته‌اند بعضى به تناهى آنها . و بعضى به عدم تناهى آنها . [ 3 ] : و رفته‌اند باقى قوم به اين كه جسم بسيط است فى نفسه و متّصل است - مثل اتّصالى كه در حسّ دارد - ليكن قابل انقسام است . [ الف ] : امّا « 1 » به تقسيم متناهى نزد غير محقّقين ، [ ب ] : و امّا به تقسيم غير متناهى ، چنانچه حكما رفته‌اند . پس در اين مقام چهار احتمال است : اوّل : بودن جسم مركّب از اجزاء لايتجزّى متناهيه ، و اين مذهب بعض قدما و اكثر متكلّمين از محدّثين است . دويم : بودن جسم است مركّب از اجزاء لايتجزّى غير متناهيه ، و اين مذهب قومى از قدما و نظّام از متكلّمين معتزله است . و ثالث : بودن آن است غير مؤلّف از اجزاء بالفعل لكن آن قابل انقسامات متناهيه است ، و اين مذهب محمّد شهرستانى صاحب ملل و نحل است . و چهارم : بودن آن است غير مؤلّف از اجزاء بالفعل ، ليكن قابل انقسامات غير متناهيه است ؛ و اين مذهب جمهور حكما است . و مصنّف - رحمه اللّه - اختيار اين مذهب نموده . و علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود گفته كه و مصنّف نفى جزء لايتجزّى نموده به قول خودش كه گفته : « لا وجود لوضعىّ لايتجزّى
هامش
( 1 ) . كذا