تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و اين نيز دليل است بر عرض بودن عرضى ايضا ، چون تفاوت ميان جزئيات آن هست ؛ زيرا كه اعراض غير قارّه كه مجتمع الاجزا نيستند اولىاند به عرضيّت از غير آن . قال : و المعقول اشتراكه عرضى . « 1 » يعنى ما تعقّل مىكنيم از جسم و عقل و نفس و مادّه و صورت امر مشتركى كه آن استغناى از محلّ است و تعقّل نمىشود [ ب - 87 ] ميان اينها امر مشتركى غير اين معنى ، و اين معنى امر عرضى است ، پس جوهريّت اگر باشد عبارت از اين معنى پس عرض عام خواهد بود ، و اگر باشد جوهريّت عبارت از ماهيّتى كه مقتضى باشد اين اعتبار را پس نخواهد بود در اينجا ماهيّت از براى جسم به غير اين كه جسم است ، و همچنين بواقى جواهر ، و اين ماهيّات مقتضى اين اعتبارند تماما ، و اگر چه مختلفند حقيقة با اين اشتراك ، و همچنين است بحث در عرض . پس بدرستى كه ما تعقّل مىكنيم اشتراك ميان كم و كيف و باقى اعراض را در محتاج بودن به محلّ و عرضيت در وجود . و اين معنى امر اعتبارى است ، پس نيست عرضيّت جنس ما تحت خود .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 140