در دانهء گندم ، و امّا علل اتّفاقيّه غير سبب متعارف پس نفى آن نمودهاند قومى ، از جهت / * ب / 64 / آن كه اسباب اگر جمع شوند لازم است حصول مسبّب آن قطعا ، و الّا فلا ؛ پس اتّفاق را دخلى نيست .
و جواب آن است كه مؤثّر گاهى موقوف مىشود تأثير آن بر امور خارجه از ذاتش كه غير دائمة الحصول با آن مؤثّر باشد ، پس در مثل اين مؤثّر هرگاه معتبر آن مؤثّر « 1 » بدون شرايط معتبره در آن باشد و اتّفاق افتد بدون « 2 » وجود شرايط امور خارج از ذات سبب ، « 3 » آن مسبّب را « اتّفاقى » مىنامند ، مثل [ اين ] كه كسى چاهى كند و گنجى يافت ؛ ليكن هرگاه انفكاك اينها - يعنى اين امور « 4 » - مساوى يا راجح باشد ، و اگر اخذ كنيم آن سبب را با اين شرايط اين سبب سبب ذاتى است . و من بعد بيان علّت ذاتيه خواهد آمد .
مسألهء شانزدهم در اقسام علّت است
قال : و العلّة مطلقا قد تكون بسيطة و قد تكون مركّبة . « 5 »
يعنى علّت مطلقا فاعليّه و ماديّه و صوريّه و غائيّه گاهى بسيط مىباشد « 6 » ، و گاهى مركّب . امّا بسيط علّت فاعليّه مثل طبايع بسايط
هامش
( 1 ) . م ، الف : - آن مؤثر
( 2 ) . م ، الف : - بدون
( 3 ) . م ، الف : - امور خارج از ذات سبب
( 4 ) . م ، الف : - يعنى اين امور
( 5 ) . كشف المراد / 130
( 6 ) . م : مىباشد