و شارح اصفهانى گفته كه : جواب صحيح آن است كه تفاوت به حسب شدّت مستدعى تفاوت در عدّت و مدّت هست ، پس لازم مىآيد انقطاع احدهما . » امّا در اين تأمّل است كه به صبر « 1 » . معلوم است . ليكن در شرح حاج محمود واقع است كه به برهان تطبيق دفع اين غير متناهى نيز مىتوان نمود ، فليتذكّر !
و علّامه - رحمه اللّه - گفته كه ايراد نمودهاند بعضى [ ب - 80 ] از تلامذهء « 2 » شيخ ابو على بر او اين را كه چون وجودى نيست از براى حركات دفعة يعنى با هم وجودى مجتمعا ندارند ، پس جايز نيست حكم بر اينها به زيادتى ، چه جاى آن كه زيادتى مقتضى تناهى اينها باشد ، چه اينها امر معدومند ، و به امر معدوم اين احكام نيست ، به جهت آن كه به چيز معدوم نمىتوان گفت كه زايد است يا ناقص ، و غير متناهى هست يا نه ، به نحوى كه شيخ اعتراض بر متكلّمين نموده از آن حيثيّت كه حكم نمودهاند ايشان به تناهى حوادث از جهت آن كه هر روز زياده مىشوند .
و جواب گفته شيخ كه : حوادث نيست كلّ آنها موجود تا حكم شود به تناهى و عدم تناهى و زياده و نقصان آنها ، به خلاف قوّت مذكوره / * ب / 62 / كه در اينجا همه موجود است ، و حكم كرده مىشود بر آن كه قوّتيست قويّه بر تحريك كلّ يا بعض ، و شكّ نيست كه قوّت قويّه بر تحريك كلّ اعظم است از قوّت قويّه بر تحريك جزء ، پس ممكن است حكم به تناهى در اينجا بشود از جهت وجود
هامش
( 1 ) . كذا
( 2 ) . الف : تلازمه