زمان برسد به نشانه اشدّ از غير متناهى خواهد بود ، و اين اشدّ بودن باطل است و الّا بايد زايد از غير متناهى باشد ، پس اوّل غير متناهى نبوده ، و اين خلاف فرض است ، و اين قوّتيست كه به حسب شدّت است .
و ثانى : قوّتيست كه فرض صدور عملى « 1 » مىشود از آن متّصلا در ازمنه مختلفه ، مثل راميان « 2 » مختلفة الزّمان ، كه حركت سهم ايشان در هوا باشد ، پس آنچه زمان آن اكثر است اقوى خواهد بود از آنچه زمانش اقلّ است ، / * ب / 61 / پس عمل غير متناهى در زمان غير متناهى [ ب - 79 ] خواهد بود ، و اين قوّتيست كه تحقّقش به حسب اتّصال مدّت است بدون عدد .
و سيم : قوّتيست كه فرض صدور اعمال متواليه مختلفه بالعدد در آن مىشود ، مثل تيرانداز چندى كه مختلف باشد عدد تير ايشان ، پس آن كه عدد رمى آن اكثر باشد اقوى است از آنچه صادر مىشود از آن به عدد اقلّ ، پس غير متناهى العمل غير متناهى العدد خواهد بود ؛ و اين قوّتيست كه به حسب عدد است و اتّصال مدّت .
پس ظاهر شد كه تناهى و عدم آن صادق مىآيند مؤثّر به احد اعتبارات ثلاثهء مذكوره .
قال : لأنّ القسرى يختلف باختلاف القابل ، و مع اتّحاد المبدأ يتفاوت مقابله . « 3 »
هامش
( 1 ) . م : علمى
( 2 ) . راميان : تيراندازان
( 3 ) . كشف المراد / 126