جهت آن كه امر / * ب / 60 / متعدّدى نيست كه موجب تخيّلات متعدّده شود ، به خلاف حركت به معنى قطع كه اكثر آن را موجود خارجى نمىدانند و تحقيق آن در مبحث حركت من بعد مذكور است .
مسألهء يازدهم در قواى جسمانيّه است كه مؤثّر است به مشاركت وضع
قال : و يشترط فى صدق التّأثير على المقارن الوضع . « 1 »
يعنى : شرط است در صدق تأثير و اثر نمودن بر « 2 » امر مقارن هيولى - يعنى صور و اعراض - وضع از براى مؤثّر ، يعنى قبول اشاره حسيّه ، مثل آن كه نار تسخين چيزى مىنمايد هرگاه كه صاحب وضع باشد نسبت به آن ، و بحث كرده شده كه پس تأثير نفس به بدن از اين معنى بيرون مىرود .
و جواب گفتهاند كه : [ ب - 78 ] نفس از حيثيّت تدبير بدن ممكن است كه اين نحو مجرّدى كه غير ذى وضع باشد ، نباشد ؛ چنانچه در شرح حاج محمود - رحمه اللّه - واقع است : « النّفس من حيث أنّها مدبرة للبدن قد تتأثّر من قواها ، فلا نسلّم أنّها من هذه الحيثيّة مجرّدة ، و ان اردت أنّها لا من هذه الحيثيّة تتأثّر عنها فانّا لا نسلّم ذلك » . و ايضا كلام در قواى جسمانيّه است ، پس شامل نفس مجرّده نيست .
و شرّاح حمل نمودهاند كه مؤثّر مقارن ماده بايد ذى وضع باشد ، و در مثال به نحوى كه مذكور شده وضع را اعتبار كردهاند ، و ذى وضع
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 124
( 2 ) . ن : - بر