تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
واحد منهما ممتنع الحصول بدون علّة واجبة ، لكنّ الواجب بالغير ممتنع ايضا ، فيجب وجود علّة لذاتها هى طرف « 1 » . چون باطل كرد مصنّف دور را ، شروع نمود [ ب - 71 ] در ابطال تسلسل ، و آن وجود علل و معلولات است در سلسلهء واحدهء غير متناهيه . و تنبيه كرده مصنّف - رحمه اللّه - بر اين دعوى به قول او كه گفته : « و لا يتراقى معروضاهما » يعنى بالا نمىرود معروض / * ب / 55 / عليّت و معلوليّت در سلسله واحده الى غير النّهايه . و احتجاج نموده بر اين مطلب به چندين وجه : اوّل : آن كه كلّ واحد از اين مجموع سلسلهء مفروضه غير متناهيه ممكن است ، و هر ممكنى ممتنع است حصولش بدون علّتى كه موجب آن باشد ، پس كلّ واحد از اين آحاد ممتنع است بدون علّت واجبه . و اين علّت واجبه اگر واجب بالذّات است ، فهو المطلوب ؛ از جهت آن كه منقطع مىشود سلسله علّيت در اين صورت و اگر واجب به غير باشد ، ممكن است ، و مثل ساير ممكنات محتاج به علّت موجبه خواهد بود كه واجب بالذّات باشد ، و طرف اين سلسله باشد و منقطع به آن شود . و علّامه - رحمه اللّه تعالى - در شرح خود فرموده : « و فى هذا الوجه عندي نظر » . ممكن است نظر اين باشد كه هر كه فرض سلسله غير متناهيه مىكند ، لازمش نيست كه منتهى به واجبى داند آن را كه علّة العلل باشد ، و گفتن « 2 » كه لا بدّ است از علّت موجبه كه آخر منتهى به واجب شود « 3 » ، مصادره است به جهت آن كه لزوم انقطاع به
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 117 ( 2 ) . كذا ( 3 ) . م ، الف : - كه آخر . . . شود