ضمير راجع به
عَبْدِنا
باز استحاله در كونش غير استحالهء كون مجموع كه اتيان به سوره از مثل عبدنا باشد با مثليّت تام نه در انسانيت فقط كه باز همان حرف باقيست كه شايد مستحيل به سبب ما بقى « 1 » از اتيان باشد نه كينونيت آن . و هرگاه مثليت عبد به نحو تمام باشد اتيان از همچو عبد محال است كه استحالهاى در مجموع باشد نه اتيان فقط . « 2 »
قال : و هذا الحكم ينعكس على نفسه . « 3 »
اراده كرده است مصنّف - رحمه اللّه - كه با وحدت معلول متّحد مىشود علّت ، و اين حكم عكس حكم اوّل است كه از واحد صادر نمىشود مگر واحد ، منعكس به نفس خود مىشود كه معلول واحد صادر نمىشود مگر از علّت واحد ، پس با اثر واحد دو مؤثّر جمع نمىشود كه مستقلّ باشند ؛ زيرا كه به هر واحدى وجوبى متعلّق خواهد بود كه مستغنى از وجوب ديگرى است ؛ پس مستغنى از احتياج به اين هر دو علّت مىشود در حال احتياج به هر دو ، و اين خلاف فرض است .
قال : و فى الوحدة النّوعيّة ، لا عكس . « 4 »
يعنى هرگاه علّت واحد بالنّوع باشد ، خواهد بود معلول نيز همچنين ، ليكن واجب نيست از بودن معلول واحد بالنّوع كه علّت اين
هامش
( 1 ) . نسخه ناخوانا است .
( 2 ) . م ، الف : - بيان مطلب از مبدأ كلام . . . فقط
( 3 ) . كشف المراد / 116
( 4 ) . كشف المراد / 117