تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
خارجى واجب معلول دانسته ، و گفته واجب با تقدّم عقلى بر عالم اين معيت دارد ، پس اگر تقدّم واجب نفس الامر است وجود و تشخّص واجب در آن مرتبه معدوم است و الّا چه تقدّميست و اين عين كفر است ، مثل ماهيات اشيا كه امكانشان پيش از وجود خارجيست و در آن مفسده‌اى است كه در واجب است اين را هم جمعى متوجّه نشده‌اند ، و داعى مفصّلا در كتاب مقباس القبسات نقل نموده‌ام . و ايضا در آيهء
أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى
« 1 » ملا عصام نكته گفته كه چرا « تذكّرها الاخرى » گفته نشده عوض احداهماى آخر كه اخصر باشد . و از محقّق تفتازانى نقل نموده كه او گفته تقدّم مفعول در مقام لبس « 2 » جايز نيست با وجود آنكه لبس در اين لبس شده إحداهما لبس غير لبس ضرب موسى عيسى شده ، جهت آن كه اين لبس موسى غير لفظيست و آن لفظى است ، چون اين معنى مفهوم محشّى و تفتازانى شده . و در حديث ركود شمس من لا يحضره الفقيه جمعى گفته‌اند ركود در وقت زوال اگر در زوال هر بلد باشد سكون زياد مىشود در نظر و
هامش
( 1 ) . بقره / 282 ( 2 ) . لبس در اين است كه اگر « تذكرها الاخرى » . مىگفت هاى مفعول مقدم بر فاعل مىشد كه اخرى بود كه در اصل احداهماى ثانى معلوم نيست كه فاعل است ، و اخرى مفعول يا عكس ، و الا احداهماى اوّل كه فاعل تصل است ، معلوم است كه ناسيست و تذكر إحداهما يا اخرى است ، و التباس جهر معى كه فاعل و مفعول منظور باشد غير حال موسى و عيسى است . و ظاهر از مدّعا آن است كه احداهماى ثانى را اگر مفعول دانيم بعد هم مفعول در مقام التباس مىشود ، و اين مطلب در لفظ تمام نمايد ، ليكن مذكّر و نار در اين مقام به حسب معنى معلوم نيست ، و بالذات ملتبس است بدون لفظ و التباس محسوس نيست اينجا . ( منه )