جذوات و افق المبين و تقويم الايمان و تعليقات شيخ ابو على و اثولوجيا ارسطو و شرح اشارات و حاشيهء قديم و شرح تجريد ملا محمود نيريزى « 1 » نيست به غير آن كه فاعل مختار و خالق ليل و نهار امور مختلفه را از قوّه به فعل مىآرد بدون لزوم تجزّى ذات مثل علم به امور مختلفه با عينيّت علم و بساطت ذات . و مستفاد مىشود از مجموع اين كتب مجموع اين معانى مذكوره و آن كه هر چه در تحت امكان است از مجرّدات و ماديات بدون جهت تعدّد و تجزّى بيرون از قوّه و فعل و وجود و ماهيت هر چند در عقول باشد بىحرف كه بىوجود و ماهيت و قوّه و فعل مگر واجب الوجود خالى نيست تمام اشياء . و معلوم است كه ذات حقّ تعالى وجود او عين ماهيت است .
و ايضا مستفاد مىشود كه مؤثّر در وجود نيست مگر واجب الوجود و جعل در ماهيات بسيط است نه مركّب ، و جهت وحدت هر نحو باشد كافيست در صدق « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » فعلى هذا جواب به چندين وجه مىتوان گفت :
يكى : ابطال بساطت غير واجب .
ديگر : جواز اعتبار وحدت نوعى با جنس و غير آن در ممكن به نحوى كه از ملّاى خفرى و جدّ داعى - قدّس اللّه نفسه القدوسى - [ كه ] موافقند ذكر شد .
و ثالثا : آن كه وجود امر بسيط مشترك معنويست در همهء مجعولات و جعل در ماهيات نيست . و اين معنى از كلام عظماى
هامش
( 1 ) . ن : نيرزى