خاصّ - بدون عكس « 1 » كه سلب مطلق باشد مستلزم نقيض خاصّ نيست .
و بعضى گفتهاند كه ميان سلب و ايجاب تقابل بالذات است ، مثل وجود و عدم ، و در ما بقى به سبب وجود و عدم است تقابل بالذّات اقوى است از بالعرض ، نحو : « الموسى خير » مقابل آن « ليس بخير » است ، و اگر بگوييم شرّ به واسطه عدم خيريّت تقابل خواهد داشت ، نه بالذّات .
قال : و يقال للاوّل تناقض و يتحقّق فى القضايا بشرائط ثمانية . « 2 »
يعنى : تقابل ايجاب و سلب را تناقض مىگويند ، چنانچه نفى و اثبات مىگويند ، پس اوّل كه سلب و ايجاب است اگر در مفردات باشد - مثل زيد و لا زيد - پس آن تقابل عدم و ملكه خواهد بود ، و در قضايا مسمّى به تناقض است ؛ چنانچه علّامه - رحمه اللّه - نقل نموده و مصنّف رحمه اللّه گفته كه : اگر در قضايا باشد تناقض مثل زيد كاتب [ و ] زيد ليس بكاتب است . پس در قضايا بخصوص نه در مفردات به هشت شرط متحقّق مىشود : / * ب / 50 /
اوّل : وحدت موضوع ، پس در زيد كاتب و عمرو ليس بكاتب تناقض نيست .
دويم : وحدت محمول ، پس در زيد كاتب و زيد ليس بتاجر تناقض نيست .
هامش
( 1 ) . كشف المراد : « و هو أخص منه دون العكس »
( 2 ) . كشف المراد / 109 : ثمان