تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
اقسام تقابل را به انواع اربعه ، حتّى آن كه گرديد مثل جنس از براى اين اقسام ، ذكر نموده كه مطلق تقابل جنس است و به وجهى در تحت نوع خود كه تضايف « 1 » است مندرج مىشود ، از جهت آن كه تقابل به اعتبار مقابله مضايف و قياس به مقابلش ملحوظ مىشود ، پس ذات سواد و ذات بياض بدون اعتبار اين معنى نيستند تحت متضايفان ، و با اعتبار اين معنى از مضايفان مشهوريند . پس ظاهر شد كه جنس كه تقابل است در تحت نوع [ الف - 65 ] خود به سبب عروضى عارضى مىتواند بود ، و استبعادى ندارد كه چيزى اخصّ يا مساوى باشد به اعتبار عرضى . پس حاصل كلام متن اين شد كه : مندرج است در تحت تضايف جنس كه تقابل است . « 2 » قال : و مقوليّته عليها بالتشكيك و أشدا فيها السّلب . « 3 » يعنى : تقابل محمول مىشود به انواعش به طريق شدّت و ضعف ، و أشدّ در اين محموليّت سلب و ايجاب است . و بعضى گفته‌اند كه تقابل ميان « 4 » دو ضدّ اشدّ از تقابل سلب و ايجاب است ، از جهت آن كه وجود ضدّ مستلزم سلب طرفش هست ، و اخصّ است از سلب - چون وجودى است ، چنانچه سياهى مستلزم نفى سفيديست با نقيض
هامش
( 1 ) . م : مضايف ( 2 ) . كشف المراد : « فقد ظهر أن الجنس أعنى المقابل من حيث هو مقابل يندرج تحت التضايف » معنى اين گفتار در ابتداى شرح فارسى دانسته مىشود . چه تمامى اقسام تقابل به نحوى در مفهوم تضايف مندرج است و از اين رو تضايف جنس ساير اقسام مىگردد . ( 3 ) . كشف المراد : « و اشدها فيه الثالث » ( 4 ) . م : بيان