تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ذكر نموده‌اند حكما كه اصناف تقابل چهار است ، از جهت آن كه متقابلان يا احديش وجودى است ، و آخر عدمى است ، هر دو وجودى است ، جهت آن كه تقابل ميان امور عدميّه نيست ؛ زيرا كه / * الف / 49 / سلب مطلق مقابلش ايجاب است يا مطلقا يا ايجاب خاصّ ؛ « 1 » و مقابل آن سلب مطلق سلب مطلق نيست ، از جهت آن كه اصل نيز اين بود . و سلب خاصّ نيز نيست جهت آن كه سلب خاصّ جزئى در تحت سلب مطلق است ، و سلب خاصّ را مقابلش همان ايجاب خاصّ است نه سلب مطلق كه آن سلب خاصّ جزئى آن باشد - به نحوى كه مذكور شد - و نه سلب خاصّ ايضا ، از جهت آن كه مقابلهء امرين اگر احتمال تقابل نداشته باشند پس ظاهر است عدم تقابلشان ، مثل عدم زيد و عدم بكر كه هيچ تقابل ندارند ، و همچنين اگر جزم نباشد تقابل هر چند احتمال تقابل داشته باشند ، مثل عمى و لا عمى كه به وجهى توهّم مىشود تقابل ، ليكن از جهت آن كه صدق اين هر دو بدون وجود متقابلين مثلا در حجر بنابر عدم ملكه مشهورى ظاهر است تحقّقش منع [ الف - 64 ] اين معنى تقابل مىكند . پس چون اين ثابت شد ، مىگوييم كه متقابلان يا آن است كه اخذ كرده مىشوند به اعتبار قول نه تصوّر و معنى ، مثل « زيد انسان » و « زيد ليس به انسان » ، يا به اعتبار عقد و تصوّر اين قضيّه كه معنى ايجاب و سلب مذكور باشد ، يا به حسب نفس حقايق اشياست اخذش . اوّل تقابل سلب و ايجاب است كه مثالش مذكور شد لفظا و معنى .
هامش
( 1 ) . كشف المراد : « اذ السلب المطلق انما يقابله الايجاب اما مطلق أو خاص » .