قال : و اذا اضيف اليها مثلها حصلت الاثنينية ، و هى نوع من العدد ، ثمّ تحصل انواع لا تتناهى بتزايد واحد واحد مختلفة الحقائق هى أنواع العدد . « 1 »
واحد عدد نيست از جهت آن كه عدد كمّ منفصل است ، پس لا بدّ است تعدّد تا انفصال متحقّق شود و هرگاه مضاف شود به وحدت وحدت ديگر حاصل [ ب - 62 ] مىشود اثنينيت ، و اين نوعيست از عدد .
و رفتهاند قومى غير محقّقين كه اثنين زوج اوّل است ، پس نوعى از عدد نيست . و اين غلط است به جهت آن كه خواصّ عدد موجود است در آن . پس هرگاه ضمّ شود واحدى به اثنين حاصل مىشود نوع ديگر . و همچنين و اين اعداد انواع مختلفهاند از جهت اختلاف لوازم ايشان ، مثل اصميّت و منطقيّت « 2 » و شبه اينها . و چون عدد غير متناهيست انواع عدد نيز غير متناهى است .
قال : و كلّ واحد منها امر اعتبارى ، يحكم به العقل على الحقائق اذا انضمّ بعضها الى بعض فى العقل انضماما بحسبه « 3 » .
كلّ واحد از انواع عدد امر اعتبارى غير ثابت در اعيان است ، بلكه ثبوتش در اذهان به اعتبار عقل مىباشد كه حكم مىكند عقل به
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 104
( 2 ) . اصمّ : عددى مىباشد كه داراى جذر صحيح نيست و منطق بر عكس آن است كشاف اصطلاحات الفنون ج 2 / 1168
( 3 ) . كشف المراد / 105