تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
واحد ذهنا و خارجا موجود است ، پس واحد و موجود در اعيان و در اذهان متلازمانند و به حسب مفهوم واحد نيستند ، از جهت آن كه كثير از حيثيّت كثرت موجود است و واحد نيست ، پس مفهوم واحد و موجود مغاير هم‌اند .

مسألهء هفتم در اين است كه وحدت غنيست از تعريف

قال : و لا يمكن / * الف / 45 / تعريفها الا باعتبار اللفظ « 1 » . يعنى وحدت و كثرت از بديهيّات است ، پس تعريف اين هر دو نمىشود الّا به اعتبار لفظ فقط . قال : و هى و الكثرة عند العقل و الخيال تستويان فى كون كلّ منهما أعرف من صاحبه بالاقتسام « 2 » . وحدت و كثرت نزد عقل و خيال مساويند در اين كه هر واحد اعرفند از صاحبشان به اقتسام ميان عقل [ الف - 58 ] و خيال ، يعنى وحدت اعرف است نزد عقل ، و كثرت اعرف است نزد خيال ؛ از جهت آن كه خيال اوّل ادراك كثرت مىكند بعد از آن انتزاع واحد مىنمايد . و عقل ادراك اعمّ امور أوّلا كه واحد است مىكند بعد از آن متوجّه تفصيل آن مىشود . پس بتحقيق ظاهر شد كه كثرت و وحدت متساويانند در اين كه
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 100 ( 2 ) . كشف المراد / 100