تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
صاحبشان ، نه به امتياز صاحبشان ، پس دورى لازم نيست كه محال باشد ؛ زيرا كه امتياز هر يك به ذات ديگرى خواهد بود ، نه آن كه امتياز را موقوف به « 1 » امتياز آن « 2 » و ذات را موقوف به ذات آن « 3 » دانيم تا دور باشد ، مثل آن كه بنوّت ابن موقوف بر ذات اب است و ابوّت اب موقوف به ذات ابن است بدون دور . قال : و المتشخّص قد لا تعتبر مشاركته ، و الكلّى قد يكون اضافيا « 4 » ، فيتميّز ؛ و التشخّص المندرج تحت عام متميّز « 5 » . يعنى ميان تميّز و تشخّص عموم من وجه است ؛ از جهت آن كه تشخّص بدون تميّز در شخص متحقّق مىشود ، هرگاه اعتبار نشود مشاركت آن با غير در مفهومى [ الف - 57 ] از مفهومات ، و تميّز بدون تشخّص يافت مىشود در كلّى كه جزئى اضافى باشد . پس قول مصنّف - رحمه اللّه - كه گفته كلّى گاهى اضافى مىشود ، يعنى كلّى گاهى جزئى مىشود ، چنانچه در بعضى نسخ متن اين عبارت يافت شده ، و اين هر دو جمع مىشوند در شخص هرگاه اعتبار مشاركت آن در مفهومى از مفهومات با غيرش كرده شود . و مخفى نيست بر متأمّل كه عدم اعتبار مشاركت شخص با غيرش در مفهومى از « 6 » مفهومات ، مستلزم عدم تميّز فى نفسه از مشاركاتش نيست در مفهومات عامّه ،
هامش
( 1 ) . ن : بر ( 2 ) . م ، الف : - آن ( 3 ) . م ، الف : - آن ( 4 ) . م ، الف : اضافيان ( 5 ) . كشف المراد / 98 : « و الشخص . . . الشخص » ( 6 ) . ن ، م : آن