قال : اذا نسبا الى ما يضافان اليه كان الجنس اعمّ و الفصل مساويا « 1 » .
هرگاه نسبت داده شود جنس و فصل به نوعى كه هر دو مضاف به آن مىشوند جنس اعمّ مطلق خواهد بود از جهت شركت / * ب / 43 / مختلفين در حقايق [ الف - 56 ] ، و فصل مساوى نوع خواهد بود از جهت استحالهء استفاده تميّز از امر اعم .
مسألهء خامسه در تشخّص است
قال : و التّشخص من الامور الاعتباريّة ، فاذا نظر اليه من حيث هو أمر عقلى وجد مشاركا لغيره من التّشخصات فيه ، و لا يتسلسل ، بل ينقطع بانقطاع الاعتبار « 2 » .
يعنى تشخّص از معقولات ثانيه و امور اعتباريّه است ، و هرگاه كسى نظر كند به تشخّص از آن حيثيّت كه امر عقليست خواهد بود آن از براى ماهيّت نوعيّه كه شريكند مشخّصات در اين ماهيّت نوعيّه كه بنفسه آن ماهيّت مانع از وقوع شركت نيست ، و تشخّص تصوّرش مانع از شركت هست ؛ پس ناچار است در تشخّص امرى زايد بر ماهيّتش كه آن تشخّص است ، و آن امريست اعتبارى ، و الّا تسلسل لازم مىآيد ؛ از جهت آن كه هر تشخّصى تشخّصى مىخواهد ، ليكن به انقطاع عقل منقطع و رفع تسلسل مىشود ؛ چون از امور اعتباريّه است .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 97
( 2 ) . كشف المراد / 97