آن نيست و اين دو قسم موجودند به جهت آن كه مركّب موجود است ، مثل انسان و حيوان ، و وجود مركّب مستلزم وجود بسيط است بالضّروره ، از جهت آن كه / * ب / 36 / تا واحد نباشد اثنان متحقّق نمىشود . و علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود مركّب را مقدّم از بسيط بر عكس متن نقل نموده ، هر چند بسيط به اعتبار متن و حقيقت بايست مقدّم باشد ، و در اين شرح به متابعت علّامه اين نحو ايراد شد .
قال : و وصفاهما اعتباريان متنافيان ، و قد يتضايفان ، فيتعاكسان فى العموم و الخصوص مع اعتبارهما بما مضى « 1 » .
يعنى : وصف بساطت و تركيب دو اعتباريند متنافيان در عقل كه عارض ماهيّت مىشوند ، پس هر دو از ثوانى معقولاتند ، از جهت آن كه در خارج انسان و حيوان مىباشند نه آن كه بسيط و مركّبى باشند . و اگر در خارج مىبودند اين دو وصف باز « 2 » بسيط و مركّب بودند ، پس تسلسل لازم مىآمد به جهت آن كه بساطت كه در امر بسيط هست « 3 » آن بساطت يا بسيط خواهد بود يا مركّب ، و همچنين بسيط بسيط يا بسيط است يا مركّب « 4 » الى غير النهايه ؛ زيرا كه امر بساطت اگر در خارج باشد ، پس آن معنى بساطت معلوم است يا بساطت دارد يا تركيب ، پس متّصف به بسيط بودن و مركّب بودن الى غير النّهاية
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 88
( 2 ) . م ، الف : - باز
( 3 ) . م ، الف : - بساطت كه در امر بسيط هست
( 4 ) . م ، الف : - يا بسيط است يا مركب